بسم الله الرحمن الرحيم

                                                                                                                                                     

                                                                                                                                               

جزء

موضوع

سوره

14

اخلاص كليد رهايي از دام شيطان

حجر 39 و 40

 

آيه شريفه :

    « قال ربّ بمآ اغويتني لَاُزيّيَنَّ لهم في الارض وَ لاُغوِيَنَّهم أجمعين       39  

     الّا عِبادك منهم المخلصين      40

ترجمه :

    ( ابليس ) گفت : پروردگارا ! به سبب آنكه مرا گمراه ساختي ، من هم در زمين ( بدي ها را ) برايشان مي آرايم و همه را فريب خواهم داد .       39 

مگر بندگان مخلصت را ( و كساني كه برگزيده تو هستند )       40

 

آشنايي با سوره حجر :

حجر نام سرزمين قوم ثمود است كه پس از مدينه و شام بوده و حضرت صالح براي هدايت آنها مبعوث شده است . اين سوره در سال چهارم بعثت در مكه نازل شد .

بيشتر مطالب اين سوره در مورد تهمت و تمسخر كفار نسبت به قرآن و پيامبر (ص) و دستور به صبر و گذشت نسبت به آنهاست كه نازل شدن اين سوره نوعي دلداري و تسلّي خاطر پيامبر (ص) بعد از وفات حضرت خديجه (س) و حضرت ابوطالب (ع) بشمار مي رود . [1]

« در پايان اين فصل به داستان عبرت انگيز ناقه صالح اشاره مي شود لطفا مراجعه فرماييد . »

 

 

 

 

 

نكته ها :

      1 ) مفردات آيه :

أغويتني : از غيّ و غواية گرفته شده ( ريشه آن غوي ) به معناي رفتن به راه هلاكت است در اينجا به معناي ( آنها را به راه هلاكت خواهم برد )

لَاُزَيّنَنَّ : ريشه آن ( زينت ) است در اينجا به معناي اينكه ( در چشم مردم نعمت هاي مادي را آراسته و زيبا جلوه مي دهم )

زينت سه نوع است :  الف – زينت باطني مانند علم و اعتقاد است

                            ب – زينت بدني مانند نيرومندي و غيره

                            ج – زينت خارجي مانند زيور و مال و غيره [2]

مُخْلَصِين : اسم مفعول ( كسي كه خدا او را براي خود خالص كرده ) ( خلوص و صاف شدن و بي خلط بودن معناي لغوي اخلاص است ) و در اصطلاح به انساني كه اعمالش از هر گونه ناخالصي ، ريا و شرك و ... خالي باشد مخلِص گفته مي شود . از نظر درجات اخلاص ، انبياء در رأس قرار دارند چرا كه علاوه بر اخلاص در كارها ، خداوند نيز اراده كرده پاك و صاف و طاهر بمانند كه قرآن كريم براي اين دسته واژه مُخْلَص ( اسم مفعول) بكار برده است .

 

   2 ) در اين دو آيه ماجراي شيطان بعد از رانده شدن از درگاه الهي مطرح مي شود و اينكه او از مهلتي كه خداوند تا قيامت به او داده سوء استفاده كرد و قسم خورد آدمي را از هر راهي كه شده منحرف سازد مگر آنكه انسان به درجه كامل اخلاص رسيده باشد . ( لاغوينهم ... الا عبادك منهم المخلصين )

 

  3 ) اين آيات نشان مي دهد بزرگترين حربه و وسيله شيطان براي گمراهي انسانها از مسير عبوديت زينت دادن نعمت هاي مادي است ( لازينن لهم في الارض ) و در جاي ديگر قرآن آمده شيطان اعمال انسانها را در چشمشان زينت مي دهد ( زَيّن لهم الشيطان اعمالهم      نمل / 24  )

 

    4 ) شيطان تا دم مرگ از انسان دست بر نمي دارد چرا كه مي گويد قسم مي خورم كه او را هلاك كنم

( غوي )               هلاكت

    5 ) شيطان به گمراهي يك نفر رضايت نمي دهد . دوست دارد همه مثل خودش به هلاكت بكشاند  ( لاغوينهم أجمعين )

   6 ) شرط اوّل اخلاص عبوديت است و به تعبير ديگر راه رسيدن به كمال اخلاص از عبادت شروع مي شود و اول بايد عبادتها را از ريا و شرك و غفلت و ... زدود تا به اخلاص برسيم . ( الا عبادك ... مخلصين  )

 

پيام ها :

    1  ) براي مأيوس كردن شيطان اخلاص هاي كم و معمولي كافي نيست . ( مخلَص )

    2 ) اينكه خداوند مال ، فرزند  ، زندگي دنيا را فتنه و وسيله آزمايش مي داند بخاطر آن است كه شيطان نظر ويژه به آنها انداخته و هر آن امكان شراكت او در نعمت هاي دنيايي و مادي مي رود .

( المال و البنون زينة الحيوة الدنيا – لاُزَينَنّ لهم في الارض )

 

   3 ) جوانان مواظب باشند انسانهاي شيطان صفت اول نمي گويند اين راه سرانجامش هلاكت و بن بست است بلكه ابتدا خوبي ها و فوايد ظاهري آن را به رخ انسان مي كشند  ( لأزيننّ لأغوينّهم ) مانند كساني كه به جوانان تعارف و پيشنهاد مي كنند فلان ماده تخديري را استفاده كن خيلي حال خوبي به تو دست مي دهد سبك مي شوي ، غم عالم را فراموش مي كني ، احساس مي كني همه چيز تحت سيطره توست  و ديگر ... بعد آن را نمي گويد ...

و جوان آن كار را كه زرورق زيبايي براي افتتاحش به آن پيچيده اند با حرص و ولع قيچي افتتاح مي زند ولي وقتي داخل مي شود فقط با منجلابي از آلودگي ها و كثافتها روبرو مي شود .

  4 )  « از احكام ضروري اسلام كه اجماع همه علما شيعه و سني بر آن است لزوم اخلاص در عبادت مي باشد بطوري كه شرط صحت و قبول هر عبادتي اخلاص در نيت است . عبادت بي اخلاص مانند كالبد بدون جان است . » [3]

نقل شده شخصي عابدي در خانه مشغول عبادت شد در حين نماز متوجه شد كسي از عقب در اتاق را باز كرد ، براي اينكه به شخص وارد شونده بفهماند كه او چقدر زيبا و با توجه و حال خشوع نماز مي خواند قدري كلمات و عبارات را كشيد و قدري سر را بيشتر خم كرد و احياناً در بين نماز خود را به تباكي انداخت . نماز كه تمام شد وقتي پشت سرش را نگاه كرد متوجه شد آن كسي كه وارد شده گربه اي بيش نبوده است .

انسان بعضي وقتها نماز گربه اي مي خواند يعني براي جلب رضايت گربه اقامه صلاة مي كند .

 

  5 ) اگر كسي اعمال حج را كه انجام مي دهد غرضش هم اداي واجب الهي و هم سياحت و تفريح و تفرج باشد حجش باطل است يا اگر كسي زكات ، خمس ، كفاره ، صدقه مستحبي و انفاق كند و غرضش دو چيز باشد : اداي تكليف و امتثال امرخدا و ديگر ستايش كردن گيرنده يا مردم و تكريم و تعظيم آنها يا كاري دارد كه گيرندگان به واسطه اين انفاق انجام مي دهند اين انفاق باطل و مردود است [4]

شعر :

از علي آموز اخلاص عمل :

ازعلي آموز اخلاص عمل                           شير حق را دان منزّه از دغل

در غزا بر پهلواني دست يافت                      رند شمشيري برآورد و شتافت

او خدو انداخت برروي علي (ع)                      افتخار هر ثبيّ و هر وليّ

در زمان انداخت شمشير آن علي (ع)                 كرد او اندر غزايش كاهلي

گفت بر من تيغ تيز افراشتي                          از چه افكندي مرا بگذاشتي

گفت اميرالمومنين با آن جوان                        كه به هنگام نبرد اي پهلوان

چون خدوانداختي بر روي من                       نفس جنبيد و تبه شد خوي من

نيم بهر حق شد و نيمي هوا                          شركت اند كار حق نبود روا                    " مولوي "

اموري كه با آن ريا مي شود :

 1- ريا با بدن           بدن خود را عمداً ضعيف و نحيف نشان مردم دهد ، زيادي روزه و بيداري در شب بكشد تا مردم بگويند چقدر خداترس است و امثال آن .

 

2- ريا در شكل و هيأت ظاهري       با اينكه توانمند و ثروتمند است در خانه اي پايين شهرو قديمي زندگي مي كند ، عبا و عمامه خشن و زبر و مندرس بپوشد در جايي كه مي تواند بهتر بپوشد تا مردم او را ستايش كنند ...

3- ريا در گفتار       آيات و روايات جهنم و بهشت را بخواند و مردم را تشويق به بهشت و ترسان از جهنم نمايد ولي در دل خود معتقد نباشد قران را با بخواند تا مردم بگويند اهل خوف است ...

 

4- ريا در عمل          به مردم احترام كند و كوچكي نمايد تا او را به تواضع ستايش كنند يا مال فراوان در ميهماني ها و مواردي كه نظر خلق را جلب مي كند خرج كند تا او را به سخاوت بشناسند .

 

5- ريا به اطرافيان و مريدان            اينكه انسان نوكرها و خدمتگزاراني براي خود قرار مي دهد و آنها را به دنبال خود مي اندازد يا حزب و دسته اي تشكيل دهد يا با صاحبان مناصب حكومتي ارتباط برقرار كند تا مردم او را متشخص و صاحب نفوذ دانسته و از او تملق گويند .

در حالات امام ره امده هر گاه متوجه مي شد هده اي پشت سر ايشان در خيابان همراه مي شدند برمي گشت مي گفت اگر سوالي داريد همين جا بفرماييد و گرنه دنبال سرمن راه نرويد . [5]

 

حديث :

از علي (ع) روايت شده فرمودند :

خداوند عزوجل مي فرمايد : من بهترين شريكم ، هر كه با من ديگري را شريك كند دركاري كه مي كند او را نپذيرم  ( و همه را به آن شريك واگذارم ) جز همانچه خالص براي من باشد ) [6]

داستان حضرت صالح (ع) و قوم ثمود :

در روايتي از امام باقر (ع) مي خوانيم : صالح (ع) در سن 16 سالگي به سوي قوم خود مبعوث شد و تا 120 سالگي در حالي كه دعوتش را نپذيرفته بودند به تبليغ مشغول بود .

هنگامي كه صالح چنين ديد به قوم خود كه در مقابل 70 بت سر به سجده مي گذاشتند پيشنهاد كرد براي اثبات حقانيت خدايانمان شما از خداي من چيزي بخواهيد و من نيز از خدايان شما چيزي طلب مي كنم . اگر خدايان شما درخواست مرا برآوردند از ميان شما خارج مي شوم و شما را ترك مي گويم .

آنها گفتند اي صالح با انصاف سخن گفتي ، روز موعود بت پرستان بت هايشان را مهيا كردند ، حضرت صالح بت بزرگ را با نامش صدا زد ولي پاسخي نشنيد از ديگر بت ها پرسيد پاسخي نشنيد بالاخره پس از چندمرتبه كه بت ها نتوانستند خواسته حضرت را برآورند .

بت پرستان گفتند حالا ما خواسته اي از خداي تو داريم ، مي خواهيم كه از دل اين كوه ماده شتري سرخ مو و حنايي ، سالم و بدون عيب ، حامله ده ماهه كه وقت زادن او باشد براي ما بيرون آورد .

صالح گفت : چيزي را خواستيد كه بر پروردگار من سهل و آسان است . سپس آن را از خداوند خواست . ناگهان كوه شكاف خورد و با صداي وحشتناكي كه نزديك بود عقل از سر آنان ببرد همانگونه كه خواسته بودند شتري ماده با آن مشخصات بيرون آمد و پ از آن ماده شتر نوزادش را به دنيا آورد .

خداي تعالي فرمان داد كه آب آبادي را بين شما و اين ناقه تقسيم كرديم و يك روز شما بنوشيد و يك روز ناقه ، روزهايي كه نوبت ناقه بود آن حيوان آب مي نوشيد و بلافاصله آن را به شير تبديل مي كرد و تمام مردم از آن شير استفاده مي كردند .

مدتي بدينسان گذشت تا اينكه قوم ثمود اين معجزه الهي را تحمل نكرد و در حالي كه ناقه موجب بركت آنها بود تصميم گرفتند او را بكشند سرانجام مردي شقي و سنگدل در مقابل دريافت مبلغي حاضر شد تا او را بكشد .

او بر سر ناقه كمين كرد و قساوت ناقه را كشت ناقه به زمين افتاد و بچه اش بالاي كوه گريخت و سرش را به سوي آسمان بلند كرد و سه بار فرياد كشيد .

مردم گوشت ناقه را بين خود تقسيم كرده و سپس با بي احترامي كامل به حضرت صالح (ع) گفتند اگر تو واقعا پيغمبري عذابي بر ما بفرست .

سرانجام حضرت صالح دست به دعا برداشت و نفرين كرد ، در مدت سه روز رنگ دگرگون شد يك روز زرد روز ديگر سرخ و در روز آخر سياه شد آنگاه نهيبي عظيم در دل شب پرده گوش آنها را پاره كرد و دلهايشان و

جگرهايشان چاك چاك و متورم شد و در يك چشم بهم زدن همگي بهمراه چهارپايانشان مردند . فرداي آن روز خداوند با صيحه اي آسماني و آتشين همه آنها را سوزاند و محو كرد . [7]

 

 

 

                                                                                                         

 



[1] - آشنايي با سوره هاي قرآن ( جواد محدثي ) ص 46 – تفسير نور ج 6 ص 312

[2] - مفردات راغب – قاموس قرآن

[3] - كتاب قلب سليم ج 1 ص 403 ( شهيد دستغيب )

[4] - همان

[5] - قلب سليم ص 438 به بعد

[6] - همان ص 389 – به نقل از اصول كافي ج 2 ص 205 باب ريا

[7] - نقل از گلستان سوره ها ص 142 ت 145